اینکه تصمیم گرفتم در این لحظه بیام اینجا و تشکر کنم از آدم هایی که امنیت این مملکت با فداکاری های خودشن حفظ کردن ، حالا هر چی که ما این آدم های بزرگ مینامیم چه شهیدمدافع حرم یا قهرمان ملی یا مزدور یا خیلی چیزهای دیگه این آدم ها بودن یا هستن که سایه جنگ از بالای سر شهرمون دور کردند .
پ.ن : اکثرتون که اینجا رو میخونید منو میشناسید نه مذهبی هستم نه لیبرال نه کاسه لیس نظام نه اپوزیسیون هیچی نیستم ولی در کنار همه اینا دوستانی دارم که هم مذهبی هستن هم اپوزیسیون هم لیبرال هم سیاسی و .... یادگرفتم با آدم هایی زیادی معاشرت کنم در حالی که تفکرات و عقایدمون بهم نخوره ، نه که بخوام از گروههای مختلف سو استفاده کنم برای منافع شخصی خودم نه من همیشه خودم بودم و هستم . این تشکر از این جهت کردم چون دوستان مستند سازی دارم که هرزگاهی پاشون به سوریه باز شده و وقتی با این دوستانم از شرایط جنگ توی اونجا میپرسم اونا بدون اغراق خاطراتی برای من تعریف میکنند که حتی تصورش آدم بلرزه در میاره ، میدونم ما به عنوان یک جامعه خیلی از حداقل استاندارد ها رو هم نداریم حتی همین امنیت خودش بحث بزرگیه مثل امنیت روانی جامعمون که زیر حداقل هاست ، نمیخوام بگم هیچی نداریم عوضش امنیت داریم نه اتفاقا بیاید برای نداشته هامون مبارزه کنیم و از مسئولین مطالبه کنیم ولی حداقل حس رضایت مندی هم داشته باشیم از اینکه سایه جنگ بر خلاف تمامی کشورهای همسایمون بالای سرمون نیس و از مردانی که این امنیت برقرار کردن متشکر باشیم .
باور کنید جنگیدن کار آسونی نیس و مردانی میخواد که حاضرن برای وطنشون از خانواده ، همسر یا فرزندشون بگذرن تا ملتشون زیر سایه آرامش زندگی کنه .
برچسب:
نویسنده: میلاد حسینی